معماری

دانلود فایل جدید مقاله بتن در كارگاههاي ايران

دانلود فایل جدید مقاله بتن در كارگاههاي ايران

مقاله بتن در كارگاههاي ايران

بتن در كارگاههاي ايران
مصرف بتن بعلت ارزاني و دسترسي راحت به آن روز به روز در سراسر جهان توسعه مي يابد زيرا مصالح مورد مصرف در بتن كه عبارت از شن و ماسه و سيمان است بحد وفور در همه جاي كره زمين يافت مي شود. از طرفي بعلت عمر طولاني قطعات بتني و مقاومت بتني و مقاومت آن در مقابل عوامل جوي در مقايسه با ساير مصالح مخصوصا فولاد توجه مهندسين را در سراسر دنيا به خود معطوف داشته و در نتيجه كاربرد آن روز به روز زيادتر مي شود، بطوريكه در صد ساختمانهاي بتني بلند به نسبت ساختمانهاي ديگر روز به روز رو به فزوني است حتي در بعضي ممالك احداث ساختمانهاي بلند فقط با بتن آرمه مجاز است.
ديگر از جاذبه هاي بتن آنست كه اين

دانلود فایل جدید تحقیق طراحی مجتمع مسکونی اراضی شرق بازار ارومیه با رویکرد بازنده سازی الگوی ساخت مسکن در ارومیه قدیم

دانلود فایل جدید تحقیق طراحی مجتمع مسکونی اراضی شرق بازار ارومیه با رویکرد بازنده سازی الگوی ساخت مسکن در ارومیه قدیم

تحقیق طراحی مجتمع مسکونی اراضی شرق بازار ارومیه با رویکرد بازنده سازی الگوی ساخت مسکن در ارومیه قدیم

فهرست مطالب
عنوان شماره صفحه
چکیده
فصل اول: کلیات تحقیق
مقدمه 1
1-1- بیان مسئله 3
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق 5
1-3- اهداف مشخص تحقيق 7
1-3-1- سئوالات تحقیق 7
1-3-2- فرضیه های تحقیق 8
1-4- روش گردآوری اطلاعات 8
1-5- روش تحقیق 9
فصل دوم : تعاریف
بخش اول : تعاریف
2-1- سوابق مربوط(مروری بر بررسی های گذشته) 11
2-2- علل ایجاد مجتمع مسکونی 13
2-3- فلسفه سكونت 13
2-4- تعاریف مسکن 14
2-4-1- مفهوم مسکن 15
2-4-2- ساكنین مسكن 16
2-5- اهميت مسكن 17
2-6-تعریف خانه از دیدگاه های مختلف 20
2-7- ویژگی های خانه ی ایرانی بر اساس ادبیات خانه در ایران 20
2-8- روند شکل گيري خانه 21

بخش دوم :مسکن
2-9-مسکن امروز 25
2-9-1-شاخصه های موثر در مسکن امروز 25
2-10- سیر تحول تاریخی تیپولوژی مجتمع های مسکونی 25
2-10-1-تحول تیپولوژی ساختمان های مسکونی در ایران 26
2-10-2-تحول خانه سنتي به مسکن امروزي 26
2-11- معماری و گونه شناسی خانه 27
2-12- الگوی فضایی خانه های قدیمی و خانه های معاصر 28
2-13-الگوی فضاهای باز در خانه های قدیمی 30
2-13-1- معیارهای سازمان یابی فضا در خانه های قدیمی 32
2-14- حضور فضاهای باز، بسته و پوشیده 33
2-15-تعریف شیوه های توانمند سازی فضادر خانه های قدیمی ومعاصر 33
2-16-ترکیب شیوه های توانمند سازی فضادر خانه های قدیمی ومعاصر 34
2-17-بررسی تطبیقی خانه های قدیمی و خانه های معاصر) شیوه های توانمندسازی فضا 35
2-18- بررسی تطبیقی خانه های قدیمی و خانه های معاصر 36
2-19-بررسی تطبیقی خانه های قدیمی و خانه های معاصر) حالات فضایی – قلمرو ( 37
2-20- بررسی تطبیقی خانه های قدیمی و خانه های معاصر(حالات فضایی – هدایت و جهت یابی) 38
فصل سوم: بافت فرسوده
3-1- تعاریف مفهومی بافت فرسوده 40
3-2- انواع بافتهاي فرسوده 41
3-3- معيارهاي تعيين بافتهاي فرسوده 42
3-4-انواع مداخله بر اساس ميزان وفاداري به گذشته در سه گروه برحسب نياز شامل مي شوند 43
3- 5 -مراحل تشخيص و تصويب بافتهاي فرسوده 44
3-6 مشخصات بافتهای قدیم و فرسوده 46
3 -7- روش های مداخله در بافت های فرسوده ی شهری 47
3-8- نحوه برخورد سایر کشورها با بافت فرسوده 49
3-9-تجربه هاي جهاني بهسازي، نوسازي و بازسازي بافتهاي قديم شهري 51
3-10- هویت بافت های تاریخی 54
3-11-رويکردهای عمده در ساماندهی و طراحی بافت فرسوده 54

فصل چهارم: معرفی مصادیق و نمونه ها

4-1 نمونه شماره یک :طراحی مرکز محله بلوک شهری 57
4-2- نمونه شماره دو: مجتمع مسکونیViaducts Spittela 59
4-3- مسابقات طراحی در بافت تاریخی 60
4-4- نمونه شماره چهار :طرح نوسازی و سازماندهی بازارچه عمومي اراضی شرق بازار ارومیه 61
4-5-مجتمع گلدشتین شاد 62
فصل پنجم: برنامه ریزی فیزیکی و کالبدی
5-1- مبانی کلی در برنامه فیزیکی 67
5-2- انواع مجتمع های مسکونی 68
5-3- ملاحظات طراحی فضاهای واحد آپارتمانی 68
5-4- ساماندهی فضاهای یک آپارتمان و حریم شخصی 69
5-5- ترکیبات ساختمانی در بافت شهری 70
5-6- توصیه ها و الزامات تهیه طرح معماری شامل موارد 70
5-7- رعایت حقوق همسایگی از نظر فاصله ساختمانها نسبت به ارتفاع آنهاشامل 70
5-8- مقررات و ضوابط بلند مرتبه سازی 71
5-9-بررسی فضاهای درونی واحدهای مسکونی 74
5-10- نماي جداره های اصلی :مصالح وجزئیات 75
5-11- آشنایی با مکان پروژه 76
5-11-1- شهر ارومیه 76
5-11-2- آشنایی با بستر پروژه شهر ارومیه شامل مواردزیر می باشد 79
5-11-3- ابعاد اجتماعی و دینی پروزه 80
5-12- بررسی محیط قدیمی و تاریخی شهر ارومیه 81
5-12-1- وضعیت محدوده شهر ارومیه و ناحیه طرح 81
5-13- ضوابط و حرائم بناهاي تاريخي در شهر اروميه 83
5-14- ویژگی های محله در بافت فرسوده 86
5-14-1-ارتباط های محله ای 87
5-14-2- الگوی اقلیمی خانه های قدیمی بافت قدیمی ارومیه 87
5-14-3 ویژگی های الگوی معماری- اقلیمی خانه های بافت قدیمی ارومیه 87
5-14-4- بناهای تاریخی و بناهای جدید در بافت 88
5-15-ضوابط بافت فرسوده شهرارومیه 90
5-15-1-دسته بندی کاربری مسکونی در بافت ارومیه 93
5-16- تحلیل بافت فرسوده قدیم (سازمان کالبدی) 94
بخش یک
مبانی نظری و عملکردی و مداخله در سایت و روند شکل گیری طرح
5-1-1- هدف از طراحی در بافت فرسوده ارومیه 101
5-1-2- انواع حالتهای سازماندهی توده و فضا 103
5-1-3-بررسی نتایج پرسشنامه ها 105
5-1-4- تحلیل سایت 106
5-1-5- روند طراحی حجمی 110
5-1-6- کانسپت اولیه طرح 110
5-1-7- نتیجه گیری 112
منابع 113

فهرست جداول
جدول (2-12) عناصر معماری در توانمندسازی فضا 29
جدول(2-13) بررسی نقش حیاط یا فضای باز در خانه های گذشته و مسکن امروز 31
جدول(3-7-1) مداخله از دیدگاه عمده ترین صاحب نظران فضاهاي کهن شهري 48
جدول(3-8-1) چگونگی برخورد سمینار هاي جهانی مداخله شهري بافت هاي فرسوده 49
جدول (3-9-1) تجارب جهانی مرمت شهری 51
جدول (3-9-2) تجارب جهانی مرمت شهری 52
جدول (4-9-2)، تجارب جهانی مرمت شهری 53
جدول(3-9-3) تجارب جهانی مرمت شهری 53
جدول (4-2)، طرح اجرا شده در بافت فرسوده (1) 59
جدول (5-2)، انواع مجتمع مسکونی 68
جدول (5-4)، ساماندهی فضاهای یک آپارتمان 69
جدول (5-4-4)، مساحت بافتهای فرسوده ارومیه 90
جدول (5-5-5)، سطح اشغال و تراکم مجاز ساختمانی منفرد سازی 92
جدول (5-16- 1)، تحلیل بافت فرسوده قدیم (سازمان کالبدی) 94
جدول (5-16-2)، تحلیل بافت فرسوده قدیم (سازمان عملکردی ـ فعالیتی) 95
جدول (5-16-3)، تحلیل بافت فرسوده قدیم (شبکه ارتباطی) 97
جدول (5-16-4)، تحلیل بافت فرسوده قدیم (سازمان بصری) 98
جدول (5-16-5)، تحلیل بافت فرسوده قدیم (سیمای زمین) 98
جدول (5-16-6)، تحلیل بافت فرسوده قدیم (سازمان ادراکی) 98
جدول (5-16-7)، تحلیل بافت فرسوده قدیم (سازمان اجتماعی) 99

پیوست (نقشه ها)

فصل اول
کلیات تحقیق

مقدمه:
افزايش سرعت رشد جمعيت در دهه هاي گذشته، خصوصاً افزايش جمعيت شهرنشين موجب تمركز جمعيت در شهرها گرديده است . اين موضوع در قرن بيستم در شهرهاي بزرگ بيشتر نمايان است . نكته حائز اهميت اين كه شهرهاي بزرگ تنها در داخل محدوده خود رشد نمي كنند بلكه با توجه به افزايش ناگهاني جمعيت و تحولات اقتصادي، منجر به شكل گيري سكونت گاه هايي در اطراف بافت اصلي شهر نيز م ي شوند . اين سكونتگاهها علي رغم پيوستگي زيادي كه به لحاظ اقتصادي اشتغال با بافت قديم شهر دارند داراي تفاوت هاي اساسي اجتماعي، فرهنگي اقتصادي و خصوصاً كالبدي با بافت اصلي شهر هستند.
بطور كلي روند توسعه كالبدي شهر اروميه در قالب سه مرحله، شكل امروزي به خود گرفته است: بافت قديم، بافت مياني، بافت حاشيه اي. شكل گيري اين بافت از زمان پيدايش تا شروع شهرسازی مدرن (دوران پهلوي اول) است. در اين بافت شهر به فراخور نياز با توجه به شرايط زيست محيطي، اقتصادي، اجتماعي و كالبدي شكل گرفته است . به عبارت ديگر در اين نوع بافت رابطه مفهومي بين شكل و ساكنان شهر عينيت پيدا كرده است .
هدف کلی طرح، ساخت مجتمع مسکونی با شناخت قاعده و قانون مندیهای حاکم بر فضای فرسوده و قدیمی می باشد و اراضی شرق میدان امام خمینی به عنوان مفصلی جهت پیوند گذشته و آینده شهر مطرح بوده و به پویایی و سرزندگی مرکز شهر کمک می کند. این همه در حالی است که تداوم سکونت، بر پایه تامین خدمات مطلوب محلی ممکن گشته، تبعیت از مورفولوژی بافت بومی و سنتی زمینه لازم جهت مکان یابی نشانه های کالبدی را فراهم می کند که در عین احترام به ارزش های هویتی بافت تاریخی و ضرورت های اقلیمی، امکان تحقق نیازهای روز در مقیاس مرکز شهر ارومیه را مطرح می کند.
تلاش این رساله در آزمودن واحیاء نگره های بافت قديم در کالبد معماری می باشد. به این منظور برای چگونگی نمود ساختار وعملکرد مکان در بافت فرسوده ی شهر ارومیه طرحی برای مجتمع مسکونی آورده شده که دارای ویژگی های عملکردی و زیبایی شناختی اثر بخشی است.

دانلود فایل جدید بررسي ساختار اجتماعي مناطق حاشيه نشين شهر ايلام

دانلود فایل جدید بررسي ساختار اجتماعي مناطق حاشيه نشين شهر ايلام

بررسي ساختار اجتماعي مناطق حاشيه نشين شهر ايلام
چكيده: این بررسی به مطالعه و ارزیابی تطبیقی شاخصهای توسعه انسانی شهر- روستا در مناطق حاشیه نشین شهر ایلام(بان بور، بان چرمگ و کمربندی) در مقایسه با میانگین این شاخصها در سطح استان و کشور در سال 1385 می پردازد. آمارهای پایه ای داده ها مربوط به سال 1383 می باشد.
جهت امکان مقایسه بهتر، آزمون بررسی ساختار اجتماعی- اقتصادی مناطق حاشیه نشین ایلام طراحی و بین خانوارهای نمونه اجراء گردید. اعتبار آزمون با کمک فرمول آلفای کرونباخ 62/0: α بدست آمد. نتایج جمع آوری اسنادی آمارها و مقایسه با نتایج آزمون حاشیه نشینی نشانگر توسعه نیافتگی و توزیع نابرابر هزینه- درآمد و دیگر شاخصهای توسعه انسانی بویژه مولفه های بهداشت و درمان و آموزش است. این نتایج همسویی بالایی با چارچوب نظری پژوهش(گیدنز، زیمل و مرتون) داشت. مهاجرت در این مناطق بیشتر در ساخت خویشاوندی و بر اثر دافعه اجتماعی- فرهنگی روستایی بوده است نه دافعه اقتصادی روستا یا جاذبه اقتصادی شهرها. آزمون فرضیات پژوهش و ترسیم شیب بتای اثرگذاری متغیر مستقل بر متغیرهای وابسته نمونه، نشانگر تاثیر بالای سواد سرپرست خانوار بیشتر بر سواد دختران و زنان این مناطق بصورت مثبت و همسو می باشد. در مجموع این بررسی یافته های نوینی در خصوص وضعیت ساختاری مناطق حاشیه نشین ایلام ارائه داده که در پایان نیز نمودارها و پیشنهاداتی آمده است.
واژگان کلیدی: جامعه شناسی شهری، آسیب شناسی اجتماع شهری، مناطق حاشیه نشین ایلام، آمارها و شاخصهای توسعه
مقدمه:
حاشيه‌نشيني از پيامدهاي توسعه ناهمسو و بدريخت در نظام شهرنشيني است. بيش از 50 درصد از جمعيت جهان در شهرها سكونت دارند، فضا‌هايي منطقه‌اي كه بستري گسترده از ساختارهاي خرد و كلان ارتباطي، تعارضات اجتماعي و خشونت‌هاي سازمان يافته را ترسيم مي‌نمايد. بسياري از مسائل اجتماعي-اقتصادي و سياسي در كشورهاي در حال توسعه ناشي از رشد و گسترش بدریخت نظامها و فضاهای شهرنشيني بوده است.(Homer-Dixon, 1995) در روند توسعه شهرنشيني به ويژه بعد از انقلاب صنعتي و قرن نوزدهم با دگرگوني ساختار اجتماعي-اقتصادي سنتي، توزيع نابرابر منابع و تسهيلات در فضاي منطقه‌اي توسعه يافته است که و با وضع مناسبات نوين اجتماعي، زمينه‌ساز شكل‌گيري ساختار از ريخت افتاده اي از توسعه بوده‌ايم. در اين ساخت به نقل از چارلز آبرامز« محدوده‌هاي فاقد يا تقليل يافته ای از تسهيلات و خدمات شهري به وجود آمد‌ند كه حاشيه‌نشينان بوده و در چرخه شهرنشيني دروازه‌بانان اجتماعي (social gate Keepers) ناميده‌ شدند. (زاهدي،1382: 25)
زماني كه ساختار كلان در توزيع سرمايه با ايجاد نابرابري برخي از فضاهاي منطقه‌اي مثل روستاها و شهرهاي كوچك را محروم مي‌نمايد، به خلق پاره‌اي از نظامهاي وابسته ، حاشيه‌اي ، عقب‌مانده ، سكونتگاه‌هاي غيرقانوني و مهاجر Marginal-Illegal دامن مي‌زند. (حاشيه‌نشيني 2، شيخاوندي، 1382: 122-121) ساكنيني كه با پذيرش يا رد اهداف ساختار كلان شهري از راه مناسبات غيرتعريف شده و وسايل غيرقانوني درصدد كسب امتيازات محروم شده‌اند.(ر.ك: نظريه مرتون، مناسبات اهداف- وسيله) اين توزيع مناسبات و تسهيلات اثرات اقتصادي، اجتماعي و جنايي خواهد داشت. در اين پژوهش به ترسيم و بيان تحليلي اين ساختارها و اثرات آن در مناطق حاشيه‌اي و پيرامونی شهر ایلام پرداخته مي‌شود

دانلود فایل جدید مقاله تأثیر دین بر معماری ایران

دانلود فایل جدید مقاله تأثیر دین بر معماری ایران

مقاله تأثیر دین بر معماری ایران

هنر و آثار هنري بازمانده از دوران باستاني زندگي بشر، نشان دهنده ي پيوند امر قدسي (دين) با تخيل يا تجربه ي هنري بشر است؛ به همين دليل، دين، در مقام منبع الهام هاي معنوي براي خلاقيت و فرهنگ بشري، انسانيت (بندگي) و الوهيت (خداوندگاري) را از طريق آيين و اسطوره به هم مي پيوندد و هنر، با ديداري كردن تجربه ها، قصه ها و آرزوها، ابعاد ناشناخته ي شخصيت انسان را به تصويرهايي قابل مشاهده ترجمه مي كند و نقش قطعي را در تحول همه ي دين هاي جهاني ايفا مي نمايد؛ چرا كه در اجراي آيين ها و روايت اسطوره ها، دين و هنر، چه در نظر و چه در عمل، با يكديگر قرين مي گردند.
به عبارت ديگر، هنر، در جستجوي زيبايي، همان هدف دين را- كه رستگاري و اعتلاي انسان هاست – در قالب الگوهاي والاي آرماني يا مقدس، به انسان ها ارائه مي نمايد. هنگامي كه اهداف موجه و موثق ديني، از طريق تصوير، بيان مي گردند، هنر، به يك رسانه ي ديني تبديل مي شود و اين صورت ارتباطي منحصر به فرد، باورها و رسوم و ارزش ها را تقويت مي كند.(1)
آنچه از اين رهگذر، به دست آمده، اين است كه هنر، هر گاه در خدمت دين قرار گرفته و از آن تأثير پذيرفته است، خود را جاودانه نموده و هر گاه رو در روي دين قرار گرفته، به ورطه ي روزمرگي و بيهودگي و زوال افتاده است، چنان كه در دوران معاصر، شاهديم كه در كنار تعالي هنر ديني، به خدمت گرفتن هنر براي اهداف پست و بر خلاف رسالت اديان، (از قبيل: استفاده از هنر براي بهره برداري هاي جنسي، ترويج پوچي، القاي برتري نژادي و…) است.

دانلود فایل جدید مروری بر معماری روم

دانلود فایل جدید مروری بر معماری روم

معماری روم
قدرت روم که پس از اتروسکها بر ایتالیا حاکم و جانشین ایشان شد. اقوام ستیزه ایتالیا را مطیع حکومت واحد روم گردانیده و سرانجام ملتهای اروپای غربی و مدیترانه و خاور نزدیک را در زیر پرچم امپراطور روم گرد آورد .که به گفته مورخ بزرگ روم « انقلابی پدید آورد که تا ابد در یاد ها خواهد ماند ،و امروز نیز ملتها آ« را احساسا می کنند.» در واقع اگر در بررسی امروزمان می بینیم که نبوغ یوناننین با تابش هر چه بیش تر در عرصه هنر ،علم ، فلسفه ، تاریخ، و به طور کلی در قلمرو عقل و تخییل می درخشید نبوغ رومی در عرصه فعالیتهای دنیوی حقوق و کشورداری پر تو افکنی می کند 15 .و به اعتقاد بسیاری دیگر هنر رومی از هنر یونانیان متولد گردید،هنر رومی به واقع انتشار دهنده میراث هنر یونانیان بوده است16. و هر چند عده ای اعتقاد بر این دارند که معماری رومی ریشه در معماری اتروریایی داشته است اما در واقع دارای خصوصیاتی یو نانی مآبی بوده است 17 .
اما آنچه که معماری رومی را متمایز از معماری اقوام دیگر همچون یونانیان میکنند را شاید بتوان به صورت ذیل توجیح کرد . که در واقع تمرکز قدرت های نظامی مالی و اداری روم باستان، دیر تر با تمرکز توان علمی و فرهنگی همراه شد و چنان که دانسته شده است، مدتی، توانمندترین شخصیتهای زبده، دانش و هنر زمان، را از دور و نزدیک جذب خود کرده است .و این امر تا آنجا که به تولید فضای معماری و به ویژگیهای آن باز می گرداند دارای پیاوردهایی به شرح ذیل است18:
-توان اجرایی متکی بر ثروتهای مادی با یا بی ( رشادتهای که به رومیان نسبت داده شده است) بر سایر تلاشها مقدم بوده و رشد دهنده و بر انگیزاننده تولید در زمینه های دیگر است .
– آنچه پیشتر در جهان یا از حوزه پر تحرک مدیترانه شقی با فراست و ظرافت ساده پرداخته شده بود و به همراه دستا آوردهای اتروسکها تنها فضاهایی را به شمار می آورد که می توانستند مورد بهره ورداری سریع حکومت تازه به قدرت رسیده قرار گیرند . شور و ذوقی که از تحرک اجتماعی و از امکانات مادی و اجرا بهره می برد و از اینها منبعث می نمود به تدریج به تولیدات تازه ای در معماری ، مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی ، نمایش، رقص و شعر منتهی شد که دارای اصالت بودند و توانستند بپایند .
اما آنچه در این نوشتار مورد اهمیت است و مورد اصلی بحث نیز می باشد ویژگیهای رومی می باشد که از مجموعه گوناگون و پر شمار معماری های رومین بیرون مزنند که به عبارتی میتوان این گونه دسته بندی نمود19 : پر شماری گونه های معماری ،گستره بودن حجم های معماری و شکفته شدن در صور هندسی و اتکاء به سیستم ساختمانها و استخوانبندی بناها به فنونی یکسره و نو و بر خوردار از کارایی گسترده که به مختصر در باره هریک چند سطری را در ادامه خواهیم نوشت.

…………….
منابع :
بر گرفته از کتاب هنر در گذر زمان نوشته هلن گارنر ص175
بر گفته از کتاب آشنای با معماری جهان نوشته محمد ابراهیم زارعی ص 247
برگرفته از کتاب خلاصه تارخ هنر نوشته پرویز مرزبان ص95
برگرفته از کتاب شکل گیری معماری در تجارب ایران و غرب نوشته دکتر محمد منصور فلامکی ص350

دانلود فایل جدید مختصری بر سبک های معماری ديكانستراكشن (Deconstruction)

دانلود فایل جدید مختصری بر سبک های معماری ديكانستراكشن (Deconstruction)

مقدمه

در بررسي آثار معماري در ادوار مختلف تاريخ مي‌توان به رابطه‌ي مستقيم و عميق بين نحوه‌ي نگرش و ايدئولوژي بشر نسبت به هستي و اعتقادات او و به طور كلي آن چه را فرهنگ مي‌ناميم و آنچه كه به عنوان اثر معماري عرضه مي‌نمايد پي برد.
به اين معني كه نحوه ی تفكر و تفسيرانسان از هستي در شكل‌گيري معماري او به شدت تأثيرگذار بوده است. به عبارت ديگر آن چه به عنوان كالبد معماري شكل مي‌گيرد، متأثر از كيفيات روحي است، كه خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ي نقاشي كودكي كه از روي آن مي‌توان به نحوه تفكر و حالات رواني كودك در هنگام خلق نقاشي‌اش پي برد.
مقارن با تحولات عظيمي كه در چند قرن اخير در حوزه‌ي تفكر صورت گرفته است، معماري نيز دستخوش دگرگوني‌هايي گرديده كه باز خورد آن را مي‌توان در تعدد سبك‌ها مشاهده كرد. به اين معني كه، اين معماري است كه آن تفكرات را توصيف مي‌كند.
هر تفكر جديد و يا نظريه ی علمي تازه باعث ايجاد سبكي نو در معماري شده است.
مطالعه حاضر، كه به عنوان تحقيق درس «آشنايي با معماري معاصر» صورت گرفته است در نهايت چنين نتيجه‌ي كلي را استنباط نموده است.
در اين مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفي مرتبط با موضوع بررسي شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعريف سبك‌هاي ديكانستراكشن و فولدينگ در معماري پرداخته شده و بخش چهارم به مقايسه‌ي اين دو سبك اختصاص يافته است.
در بخش پنجم نيز نتيجه‌گيري و جمع‌بندي موضوعات مورد بحث درج گرديده و نهايت آن كه فهرست منابع مورد استفاده در پايان آورده شده است.
بايد توجه كرد كه در جاي جاي اين تحقيق به ويژه در بخش‌هاي مقايسه و نتيجه‌گيري از برداشت‌هاي فردي استفاده شده است.
به اين معنا كه پس از مطالعه منابع، آنچه به عنوان برداشت فهميده شده درج گرديده است.
«هرچند كه در بعضي از موارد از نقل قول‌هاي مستقيم نيز استفاده شده است»

بخش اول – مقدمات فلسفي

قبل از بررسي ويژگي‌هاي معماري ديكانستراكشن (Deconstruction) و فولدينگ (folding) ابتدا بايد به فلسفه‌اي كه اين دو نوع معماري از آن ملهم گرديده اشاره كنيم.
فلسفه ی هر دو نوع سبك شباهت‌هاي بسيار زيادي دارد و اندك تفاوت بين فلسفه ی آن‌ها در بخش چهارم (به عنوان تفاوت دو سبك) آورده شده است.
مكتب ساختارگرايي (ساخت‌گرايي – structuralism) كه در نقطه‌ي مقابل با ديكانستراكشن قرار دارد، به عنوان يك روش تجزيه و تحليل، در ابتدا توسط فرديناند سوسور (F. Desaussure – 1857 – 1913) در زبان شناسي وارد و گسترش پيدا كرد.
ساخت گرايي ريشه‌هاي خودش را به طور مستقيم در هرمنوتيك دارد.
هرمنوتيك كه در آن به بررسي شناخت و فهم و تفسير متن مي‌پردازد، ابتدا در زبان شناسي مطرح بود، اما در فلسفه، روان‌شناسي، جامعه‌شناسي نيز گسترش يافت. در اينجا متن ديگر متن موردنظر زبان شناسان نيست بلكه متن به مثابه‌ي هستي و پديده‌هاي عالم است.
ساخت‌گرايان در هر پديده، عناصري مرتبط با يكديگر مشاهده مي‌كنند و در پي بررسي‌ قوانين حاكم بر اين روابط هستند.
پيدا كردن ساخت‌ها در مواردي مانند قواعد خويشاوندي، اساطير، مناسك اجتماعي، هنرها، تغذيه و… هدف اصلي ساخت‌گرايان است.
از ديدگاه ساخت‌گرايان پديده‌هاي انساني در حكم مجموعه عناصري هستند كه تحت تأثير قوانين حاكم بر آن پديده‌ها، با يكديگر در رابطه هستند.
به عبارت ديگر وقوع پديده‌ها (پديده‌هاي انساني) از ساحت ناخودآگاه انسان( رويدادهايي كه به ظاهر فراموش شده‌اند اما ناخودآگاه در ذهن باقي مي‌مانند و زندگي فرد را تحت تأثير قرار مي‌دهند، علت‌هايي كه وجود دارند، اما آشكار نيستند.) نشئت مي‌گيرد و چون انسان در انجام اين امور آگاهانه عمل نمي كند با بررسي اين پديده‌ها (و حالت تكراري حاكم بر آن‌ها) مي‌توان قوانيني استخراج كرد كه در موارد مشابه هم صادق باشند. (استدلال استقرايي) به طور خلاصه ساخت‌گرايي يك نظريه‌ي روش شناختي است كه در آن مي‌توان هر مسأله‌اي را مورد بررسي قرار داد و قوانين حاكم بر آن مسائل را استخراج و از آن قوانين در جهت پيش‌بيني مسائل بهره جست.ساختار گرایان معتقدند ، بخش بزرگی از آگاهی های ذهن بشر به صورت نا خوداگاه است ، به دیگر سخن مفاهیمی در زندگی اقوام گذشته وجود داشته ، که در زندگی انسان معاصرهم وجود دارد وما از این مفاهیم بعنوان ((کهن الگوها )) یاد می کنیم .
ساخت‌گرايي، نقدي بر فلسفه و انديشه مدرن بود كه در آن تمامي پديده‌هاي انساني از ديدگاه عقل بشر مورد بررسي قرار مي‌گرفت و نقش عوامل ناخودآگاه (مانند تأثيرات فرهنگ، قوميت و..) در بررسي آن پديده‌ها ناديده گرفته مي‌شد.
از سوسور زبان شناس سويسي و استراوس (claude levistrauss – 1908- ) مردم شناس فرانسوي مي‌توان به عنوان نظريه پردازان اين مكتب نام برد.
در نيمه‌ي اول قرن بيستم، از سوي ژان پل سارتر (1980 – 1905) فيلسوف فرانسوي فلسفه‌ي( اصالت وجود) (اگزيستانسياليسم) مطرح گرديد.
سارتر معتقد بود هر فرد ماهيت خويش را شكل مي‌دهد، هيچ دو فرد يا پديده‌ي مشابهي وجود ندارد و بنابراين تجزيه و تحليل ساختي كه مبتني به روش استدلال استقرايي (كشف قوانين و نظم موجود در پديده از طريق مشاهده و بررسي تكرار آن‌ها) است مردود است.
به اين ترتيب فلسفه اصالت وجود (به مثابه‌ي پايه مكتب ديكانستراكشن) نيز ريشه در هرمنوتيك و نحوه‌ي تفسير پديده‌ها دارد با اين تفاوت كه پيروان ساختارگرايي معمولاً متن مداراند، يعني به متن توجه مي‌كنند تا مؤلف آن ولي پيروان مكتب ديكانستراكشن مفسرمداراند، به اين مفهوم كه بيان مي‌دارند هر فردي (مفسري) مي‌تواند تفسيري متفاوت از يك متن واحد داشته باشد. يعني به تعداد افراد (مفسران) از يك متن، تفسير وجود دارد (كثرت معاني).
مكتب فكري ديكانستراكشن كه اساس خود را از فلسفه‌ي اصالت وجود دارد توسط ژاك دريدا ( -(Jaceques Derrida -1930 فيلسوف معاصر فرانسوي پايه‌گذاري شد .
دريدا با ساختارگراها مخالف است و معتقد است چون فرهنگ و شيوه‌هاي قومي هر لحظه تغيير مي‌كنند، پس روش ساختارگراها كه مبتني بر مطالعه ی تكرارها است صحيح نيست.
به عقيده دريدا يك متن هرگز مفهوم واقعي خودش را آشكار نمي‌كند و هر خواننده و يا هركس آن را قرائت مي‌كند (در اينجا مفسر)، مي‌تواند دريافت متفاوتي از قصد و هدف مؤلف آن داشته باشد. به عبارت ديگر يك متن معني واحدي ندارد و كثرت معاني (به تعداد مفسران) در مورد آن درست است پس چون تكرار و مشابهت در كليه متون وجود ندارد روش استقرايي ساختارگرايان مورد سوال است، به همين دليل در بينش ديكانستراكشن ما در يك دنياي چند معنايي زندگي مي‌كنيم.

………………..

فهرست منابع مورداستفاده
1- ديباج، سيدموسي. «بررسي زمينه‌هاي عام فلسفي ديكانستراكشن». مجله‌ي معماري و فرهنگ. سال اول، شماره 4، (بهار 1379)، ص 70.
2- رضاقلي، علي. جامعه شناسي نخبه‌كشي. تهران: نشر ني، 1377 ، چاپ هشتم.
3- قباديان، وحيد. «مباني معماري فولدينگ». مجله‌ي معماري و فرهنگ. سال اول، شماره 4، (بهار 1379)، ص 87.
4…………..
5…………
6…………
7…………..
8…………..
9…………
و……

دانلود فایل جدید بررسی مختصر تاثیر اقلیم بر معماری

دانلود فایل جدید بررسی مختصر تاثیر اقلیم بر معماری

مقدمه
اهمیت تاثیر اقلیم بر معماری،انجام مطالعات و پژوهش های جامعی را در این زمینه ایجاب می کند.بویژه در کشور ما که تنوع شرایط اقلیمی در آن کاملا مشهود است.انجام تحقیقات گسترده در این زمینه امری اجتناب ناپذیر است.
بطورکلی،این پژوهش ها به دو صورت نظری وعملی انجام می گیرد.دروجه اول،مباحث نظری مربوط به اقلیم و ساختمان،مورد بررسی قرارمی گیرد و در وجه دوم،با بهره جستن از آمار آب و هوایی مناطق مختلف و انجام تقسیم بندی های اقلیمی،همچنیمقدمه
اهمیت تاثیر اقلیم بر معماری،انجام مطالعات و پژوهش های جامعی را در این زمینه ایجاب می کند.بویژه در کشور ما که تنوع شرایط اقلیمی در آن کاملا مشهود است.انجام تحقیقات گسترده در این زمینه امری اجتناب ناپذیر است.
بطورکلی،این پژوهش ها به دو صورت نظری وعملی انجام می گیرد.دروجه اول،مباحث نظری مربوط به اقلیم و ساختمان،مورد بررسی قرارمی گیرد و در وجه دوم،با بهره جستن از آمار آب و هوایی مناطق مختلف و انجام تقسیم بندی های اقلیمی،همچنین با استفاده از نمونه های ساختمانی مناطق مختلف اقلیمی،آزمایش ها و محاسبات دقیق صورت می گیرد.از آنجا که ازمایش ها عملی در چار چوب وظایف موسسات تحقیاقات ساختمانی انجام می گیرد واین امر تنها با تخصیص بودجه وزمان کافی از سوی سازمانهای مربوطه اماکان پذیر است، همچنین به دلیل نبود امکانات عملی جهت انجام این برنامه ها ودر دست نبودن امار واطلاعات آب وهوایی مناطق مختلف، پژوهش حاضر بیشتردر وجه اول استوار است.
معماری واقلیم، پیوندشان بیشتر به رابطه نوزاد وآغوش می ماند، یا نسبت هر رستنی با خاک ، حریم امن وبستر بالیدن. با بستگی ای تکامل آفرین؛ الهام بخش والبته ، نه محیط زا. در این معنا، آغوش، خاک واقلیم ، رابط حیات وسرزندگی ونبودشان نمود میرایی است . تجربیات معماری بومی در پهنه جهان وآروین های آن در معماری ایران زمین نیز ، خود گواه تاکیدی بر اندیشه ی فرم زایی ملاحظات اقلیمی در معماری است تا عاملی بر محدودیت آن یا اسارت معمار.
میزان متفاوت وترکیب گوناگون عوامل اقلیمی که خود ناشی از تفاوت موقعیت جغرافیای مناطق مختلف است، حوزه های اقلیمی متفاوتی در جان پدید آورده که هریک ویژگی های خاصی دارد. محیط زیست ، شهرها وحتی بناهای مربوط به این حوزه های اقلیمی، ویژگیهای خاصی متناسب با شرایط اقلیمی خود به دست آوردند. هدف این گزارش ، تعیین حوزه های مختلف اقلیمی ایران در ارتباط با معماری وارائه اطلاعاتی است که برای دست یابی به طرحهای منطقی معماری وهماهنگ با اقلیم مورد نظر است .
در این گزارش تاثیر هریک از عناصر اقلیمی(تابش آفتاب، رطوبت وباد) برساختمان مورد بررسی قرار می گیرد. در بین این عناصر، تابش آفتاب- که نور وحرارت طبیعی را به وجودمی آورد- مهمترین عنصر محسوب می شود.

حوزه های اقلیمی ایران
تقسیمات اقلیمی در ایران
اصولا در بسیاری در مناطق جهان ،اقلیم بوسیله عرض جغرافیایی و اتفاع از سطح دریا مشخص می شود.ایران با قرار گرفتن بین 25 و 40 درجه عرض جغرافیایی شمالی،در منطقه گرم قرار دارد و از نظر ارتفاع نیز، فلات مرتفعی است که مجموع سطوحی از آن که ارتفاعشان از سطح دریا کمتر از 475متر است، درصد بسیار کمی از سطح کل کشور را تشکیل می دهند.
با وجود اینک ایران دارای دو حوزه بزرگ آب(دریای خزر و خلیج فارس) است، بدلیل وجود رشته کوه های البرز و زاگرس و نحوه قرارگیری آنها، اثرات این دو حوزه محدود به نواحی بسیار نزدیک به آنها است و این حوزه ها، به ندرت اثری در تعدیل درجه حرارت قسمت های داخلی دارند.
بی تردید در کشوری کوهستانی مانند ایران ،هیچ گاه دو نقطه از نظر اقلیمی مانند یکدیگر نیستند.با این حال، بهترین روش برای دستیابی به پایه ای به منظور تعیین مناطق اقلیمی کشور، همان اصول کوپن است که ناگزیر باید از آن پیروی کرد.
بنابراین، تقسیمات چهار گانه ایران را که توسط دکتر حسن کنجی پیشنهاد شده نمی توان مورد استفاده قرار داد. وی تقسیم بندی کوپن را با کمی تغییر و با توجه به عوارض جغرافیایی کشور به شرح زیر پذیرفته است.

دانلود فایل جدید معماری معاصر ایران از نگاه میرمیران

دانلود فایل جدید معماری معاصر ایران از نگاه میرمیران

بررسی تحولات معماری معاصر ایران در دوره‌های مختلف، از نظر چگونگی توجه به معماری گذشته، موضوعی است که سیدهادی میرمیران، بارها در سخنرانی‌ها و نوشته‌های خویش، به آن پرداخته است. به اعتقاد او، معماری معاصر ایران اگرچه در بخش عمده خود، همواره دغدغه تاریخ معماری ایران را داشته و تلاش‌هایی را در جهت برقراری پیوند با معماری گذشته و تداوم آن به عمل آورده است، لیکن توجه معماری ایران به معماری گذشته، بیشتر سطحی و ظاهری بوده و توجه چندان عمیقی به روح کلی معماری گذشته و نیز اصول و مبانی آن و به‌کارگیری این اصول و به ویژه تکامل آن، نداشته است.
از دیدگاه میرمیران، شروع معماری معاصر ایران را می‌توان از حدود سال 1300 شمسی به بعد تصور کرد؛ دورهای که در اثر تحولات سیاسی و اجتماعی، جریان زندگی اجتماعی و اقتصادی ایران تغییر کرد، سیمای شهرهای ایران متحول شد و ساختمان‌های جدیدی متناسب با نیازهای زندگی مدرن، مانند واحدها و مجموعه‌های مسکونی جدید، ادارات، کارخانجات، بانکها، ایستگاههای راهآهن، دانشگاهها و …، در شهرها به وجود آمدند. این بناها بر خلاف بناهای قبل از تاریخ معاصر که به دست معماران سنتی طراحی و ساخته میشدند، به تدریج به دست معماران تحصیلکرده طراحی گردیدند که این معماران در ابتدا عمدتاً غیرایرانی بودند و سپس اندکاندک معماران ایرانی که در مدارس معماری خارج از ایران تحصیل کرده بودند و به دنبال آن، با ایجاد اولین مدرسه معماری ایران در حدود سالهای 1320، معماران دانش‌آموخته در داخل ایران، نیز به آنها اضافه شدند.

دانلود فایل جدید مقاله معماری کاروانسراها

دانلود فایل جدید مقاله معماری کاروانسراها

فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه ………………………………………………………………………………1
معماري كاروانسراها ………………………………………………………….6
كاروانسراهاي مدور…………………………………………………………..10
كاروانسراهاي چند ضلعي حياط دار……………………………………11
كاروانسراي دو ايواني………………………………………………………..11
كاروانسرها با تالار ستوندار………………………………………………..12
كاروانسراهاي چهار ايواني…………………………………………………12
كاروانسراها با پلان متفرقه…………………………………………………12

معماری کاروانسراها

مقدمه:
از جمله يادگارهاي پر ارزش معماري ايران كاروانسراهاست كه از روزگار كهن به دلايل گوناگون و ارتباطي چون جريان اقتصادي ، نظامي جغرافيايي و مذهبي بنياد گرديده و در ادوار مختلف بتدريج توسعه و گسترش يافته است .
عملكرد هاي گوناگون كه كاروانسراها در گذشته بعمده داشته اند باعث شده است نامهائی مانند كاربات رباط ساباط خان اين Inn در فرهنگ لغات داده شود كه در اصل داراي وظايف مشابهي مانند كاروانسرا ها بوده ولي از نظر خصوصيات و معماري هر يك داراي ويژگي هاي متفاوت بوده اند . با توجه به كار برد توسعه گسترش كاروانسراها در ايران مي‎توان علل پيرايش كاروانسرا ها را نياز اساسي و حمايت كاروانيان دانست بنابراين بناهاي مشابهي كه با نامهاي مختلف احداث گرديده به احتمال زياد بهمين منظور و هدف بوده است . كلمه كاروانسرا مشتق از كاروان كاربان بعضي گروه مسافران) قافله (كه دسته جمعي مسافرت مي كنند و سراي به معني خانه و مكان است هر دو كلمه كاروان و سراي مشتق از پهلوي ساساني يعني فرس ميانه است . چنانه در فرهنگ لغات و ساير منابع ادبي نامهاي كاروان خانه كاروان گاه كاروان گه بعضي كاروانسرا مورد استفاده قرار گرفته است .
بنابراين ميتوان احداث كاروانسراها بناهاي مشابه را به هر دليلي كه در مسير جادها ساخته شده اند محلي براي استراحت و حمايت كاروانيان دانست .
برطبق تاريخي بنياد كاروانسراها در ايران از زمان هخامنشي آغاز مي شود : هر دوت مورخ يوناني در كتاب پنجم خود از ساختمانهايي گفتگو مي كند كه توسط هخامنشيان بين شوش و سارد ساخته شده بود ، هر دوت از يكصد و يازده بناي شبيه كاروانسرا(چاپارخانه)نام مي برد كه در فاصله حدود 2500 كبلومتر بين پايتخت هخامنشي و سارد بنا گرديده بود و كاروانيان اين فاصله را در طي سه ماه طي مي كردند .ازدياد توقفگاه ها يا كاروانسراها در گذشته براي راههاي ارتباطي ، جريان اقتصادي كشور كه مورد توجه و علاقه حكومت بوده مي باشد . مطالعه راههاي ارتباطي و جاده هاي بازرگاني و نظامي و نتايج تحقيقات و كاوشهاي باستان شناسي معلوم مي دارد كه از گذشته دور نياز وافري به ايستگاه هاي بين راه و امنيت و رفاه كاروانيان احساس مي شده است.
گرچه ساختمان يا بناي ساخته شده اي از اين گونه كاروانيان از عهد هخامنشي بجاي نمانده، ولي كاوشهاي علمي در آينده اينگونه مراكز و ايستگاه هاي ارتباطي شناخته و نحوه معماري آن را روشن خواهد ساخت .

دانلود فایل جدید تحقیق کامل مرمت و معماری

دانلود فایل جدید تحقیق کامل مرمت و معماری

فصل اول:
مرمت و معماري
مفهوم مرمت
مباني نظري مرمت
مرمت معماري ، روشي ويژه براي مهيا سازي زمينه جهت ارزيابي آثار و ابنيه گذاشته است كه گاه با دخل و تصرف در بنا تغييرات بصري ايجاد مي كند . مباني نظري مرمت ، متكي بر اصولي است كه در قرن نوزدهم مدون و ارائه گرديد . هدف عمده آن عبارت بود از نزديك كردن اثر معماري به فضاي تاريخي خود ؛ در اين راستا ايجاد شرايط لازم جهت استقرار بنا در محيط و فضايي كه شكل گرفته است با لحاظ كردن روابط آن با فرهنگ ، سليقه و ذوق زمان بنا ، ضروري است . از سوي ديگر مرمت معماري عبارت است از ايجاد شرايطي كه بنا بتوانند مجدداً‌ زندگي يافته و بعنوان عضوي ارزشمند و تكميل كننده از دنياي زمان ما ، در حيات آن مشاركت فعل داشته باشد ، ضمن اينكه هويت شكلي و الگوي زمان تاريخي خود را حفظ و ارائه مي كند . اين تفكر به عنوان يك مباني نظري ، حاصل يك نگاه تحليلي و نقادانه در هنر است كه با شاخص كردن تفاوت بين زمان حال و گذشته امكان معرفي زمان گذشته را فراهم آورده و آن را به مقياس تاريخي خودش بر مي گرداند . بي ترديد ارحجيت نگاه تاريخي ، فلسفي و نقادانه ، تحويلي اساسي در همه زمينه ها ايجاد مي كند ، كه معماري اصيل بنا را با يك شيوه حسي از اقدام خلاقانه جديد متمايز مي گرداند . از زماني كه اقدام ما در زمان حال مي خواهد با استفاده از روشهاي خاص خود به معرفي گذشته بپردازد ، درست از لحظه ضرورت احترام به گذشته شروع مي شود . و در واقع در نتيجه اين نگرشي است كه حفاظت بنا مطرح مي گردد . با اين پيش فرض كه بنا داراي ارزشي تاريخي ، كالبدي با محتوا و پيام فرهنگي ، اعتقادي است و از اين لحظه به بعد بناي معماري حائز شرايط جهت انتقال به آينده مي گردد . در نتيجه روند برنامه ريزي و كار ما مستلزم مباني نظري و ابزارهاي فني مشخص شده و در واقع عمل معمار، مرمت كار براي پيوند گذشته بر حال ، يك عمل هنري تلقي مي شود و تا زماني كه زنده و پوياست ، داراي حيات خواهد بود ، كه يكي از رموز كار هنري تضمين تداوم اين پويايي و حيات زنده است. بنا بر اين مرمت معماري يك عمل آگاهانه در دو بعد نقدي و خلاق مي باشد . نگاه عمده آن به تاريخي است كه آميخته با اعتقاد و فرهنگ است و اين كالبد را مانند مصداقي عيني از كنش هاي اجتماعي مي بيند

چرا مرمت مي کنيم؟
يکي از سوالات اساسي که حول و هوش مرمت پيش مي آيد اين است که چرا و به چه خاطر به مرمت بناها و يا به طور کلي به مرمت ثروتهاي فرهنگي مي پردازيم؟
جوابهاي گونه گوني مي توانيم داشته باشيم نخست آنکه، به همان دليلي که علوم انساني را پي گيري و فرا مي گيريم يعني خود شناسي ومعرفت شناسي و اينکه به هويت تاريخي خود دست يابيم. به خصوص در سرزميني مثل ايران که مکتوبات کمي در اين باره داريم که اين خود به روحيه و طرز تفکر مشرقي برمي گردد که در اين نوشتار مجال پرداختن به آن نيست، مي تواند مهم و قابل بررسي باشد.
دوم ، دستيابي و حفظ و نگهداشت آنچه به عنوان ارزش مي شناسيم و تحويل آن به آيندگان تا آنان نيز در خور و شايسته خودشان از آنان بهره ببرند. و بتوانند با آگاهي از گذشته خويش حال و آينده خود را بهتر رقم زنند.

چه را مرمت مي کنيم؟
سوال مهم ديگري که ميتواند جلوي روي ما قرار گيرد مي تواند اين باشد که چه چيزي را مرمت مي کنيم؟ به راستي آيا هرچه که از گذشتگان برايمان باقي مانده است بايد مرمت شوند؟
براي جواب به اين سوال بايد به اين نکته اشاره داشته باشيم، اينکه مفهوم ارزش را دريابيم يعني اينکه ما ارزش را در چه چيزي مي بينيم آيا فقط نشستن غبار تاريخي صرف مي تواند دليل موجهي براي حفاظت و مرمت باشد؟ يا انکه معمار يا سازنده اثر شخص شناخته شده اي باشد مي توانيم آن اثر را با ارزش بدانيم؟
و اينکه آيا واقعا ما به آن اندازه امکانات نرم افزاري و سخت افرازي داريم که بتوانيم به شايستگي از اين ثروتها حفاظت کرده و آنها را به نحوي وارد زندگي مان بکنيم؟
و آخر اينکه از لحاظ قانوني و حقوقي تا چه اندازه در اين باره تلاش کرده ايم؟

حفظ و مرمت آثار تاريخي
مطالعات مربوط به سيرهنر در تاريخ از جمله وسيع ترين، پوياترين در عين حال جذاب ترين مطالعات است. چرا كه آثار هنري خلق شده توسط انسانها، معلول عوامل متعدد و متنوعي چون اعتقادات ديني، شرايط اقليمي وضعيت اقتصادي ، اوضاع سياسي و بافت رواني و شرايط اجتماعي هنرمند، تأثير فرهنگ هاي همجوار و دهها عامل ديگر است.
قوه خلاقيت و نوآوري نيز از عناصر مهمي است كه در شكل گيري يك اثر هنري تأثير بسزا دارد. فرآيند خلاقيت از جمله مواردي است كه ذهن روان شناسان را تا به امروز مشغول داشته و هنوز زواياي پنهان آن كشف شده و عرضه بي پايان آن مورد مطالعه شايسته قرار نگرفته است. خلاقيت از صفات خداوندي است كه به همراه بسياري از صفات پيچيده ي ديگر در انسان به وديعت نهاده شده است. حال اگر عنصر خلاقيت و ويژگيهاي رواني فردي هنرمند را در كنار دهها عنصر ديگر مؤثر در شكل گيري آثار هنري قرار دهيم و به دامنه ي وسيع و بي پايان دانشهاي مربوط به هر يك نظر افكنيم. وسعت و عمق معرفتي كه موضوع آن در سير هنر در تاريخ است بر ما آشكار خواهد شد.
به هنگام روبرو شدن با عرصه اي چنين گسترده و ژرف، و مطالعه ي تاريخ ، نمونه هاي آثار و تجزيه و تحليلهاي مربوط به كارهاي هنري مي بايد خود را در مقابل دو سؤال مهم و بنيادي قرار دهيم :
1 – دانش ما در اين باب چقدر كامل است؟
2 – قضاوتهاي ما در مورد انگيزه و علت پيدايش آثار هنري تا چه حد قطعي و معتبر است؟
در پاسخ به اين دو سؤال بنيادي لازم است بدانيم كه در راه نيل به يك دانش كامل در باب تاريخ هنر چه منابعي مورد نياز هستند و اينكه مواد خام اين مطالعه چگونه تأمين مي شود. دسترسي به آثار هنري مقدم است بر مطالعه ي آن چرا كه بديهي است در مورد آثار به علت نيامده و تمدنهاي كشف نشده نه دانشي داريم و نه مي توانيم قضاوتي بكنيم.
علم باستان شناسي در كشف آثار به جا مانده از تمدنهاي كهن نقش كليدي دارد.
باستان شناسي علمي است كه هدف آن كشف و بررسي آثار مربوط به ادوار بيش از تاريخ و دوره هاي نخستين تاريخي است. هدف اين اكتشافات و مطالعات درك نظام، تقدم و تأخر وقايع و سير بروز فرهنگ ها و تمدنها در يك روند منطقي و صحيح است.
اين عمل از يك سو با انسان شناسي و قوم شناسي و در سوي ديگر با علم تاريخ ، خط شناسي و فرهنگ هاي بومي مرتبط است و لذا گستره ي وسيعي را تحت پوشش قرار مي دهد. علم باستان شناسي بر اشياء و آثار به جاي مانده دريافت شده از ادوار كهن اتكا دارد.
آثاري از سنگ، استخوان، سفال ، بقايا آتشگاههاي قبايل، قبرها، و ويرانه هاي برجاي مانده از دهكده ها، شهرها و كتيبه ها و ابزار و منابعي هستند كه باستان شناسان نظريه هاي خود را بر آنها بنا مي كنند.حتي فسيلها ، بقاياي برگ ها و دانه هاي گياهان مي توانند باستان شناسان را در پي بردن به آثار زيست انسانها و كشف اشياء و مصنوعات در آن حوالي ياري كنند.
دامنه ي باستان شناسي بسيار گسترده است. باستان شناسان و هنرشناسان كوشيده اند تا اين يافته ها را در اتباط منطقي با هم قرار داده، آنگاه استنباط خود را به عنوان يك نظريه مطرح نمايند. بسيار پيش آمده كه نظريه ي رايجي با بافته هاي جديد مردود شناخته شده و نظريه ي ديگري كه مبتني بر اكتشافات و اطلاعات جامعتري است جايگزين آن شده است.
از مباحث فوق معلوم مي شود كه :
1 – دانش ما نسبت به تاريخ هنر ( خصوصاً در باب تمدنهاي كهن) به علت كمبود قراين همواره، ناقص است و نظريه هاي ارائه شده در مورد قانونمندي هنرهاي آن ادوار ممكن است با يافته هاي جديد دستخوش تحول شوند.
2 – اعتبار فرضيه هاي ارائه شده در مورد علل و انگيزه هاي پيدايش آثارهنري هنگامي قوت مي يابد كه مستنداتي در تأثير آن نظريه از جهات تاريخي، اجتماعي و عقيدتي وجود داشته باشد. پس اعتبار نظريه ها تا زماني است كه با مدارك جديد و ارائه نظرات اصلاحي، تكميل يا مردود نشده باشند. يافته هاي نو مي توانند اعتبار نظريه ها را تقويت يا تضعيف نمايند.

حفظ و مرمت آثار تاريخي :
كتب هنري همواره مملو از تصاوير هستند چرا كه كلام صرف از بيان كامل آنچه به چشم مشاهده مي شود عاجز است. زبان بدون تصوير در وادي هنر به مانند تلاش در توصيف چهره اي زيبا است كه تا به مشاهده در نيايد در پرده اي از ابهام باقي خواهد ماند. حتي تلاش در توصيف غزلي زيبا از حافظ بدون خواندن خود عزل كاري عبث مي نمايد و بارزتر از اين مثال شايد اين باشد كه فردي بخواهد لطافت، عمق و عظمت يك قطعه موسيقي را در كلام بياورد. يا آنرا مكتوب نمايد بدون اينكه نواي آن قطعه را به گوشها آشنا سازد. اين است كه تصاويرجزء لاينفك مطالعه ي هنرهاي تجسمي به شمار مي ايند.
اما تصوير تنها مي تواند انسان را تا اندازه اي به اصل اثر نزديك نمايد. «ابعاد» ، «جنس» ، «بافت» و «فضا» (خصوصاً در آثار سه بعدي) از عناصري هستند كه دسترسي به آنها از دريچه تصوير ميسر است. موزه ها و فضاهاي باستاني مي توانند ما را چند پله ي ديگر به واقعيت نزديك كنند. از اين مرحله به بعد است كه انسان مي تواند با كمك تخيل و خلاقيت، با استفاده از مكتوبات و اسناد و مطالعات مربوط، از سد زمان و مكان عبور كند و تا حد ممكن به اصل اثر در محيط واقعيش نزديك شود.
رشته خط و مرمت آثار هنري از تخصصهاي مهم وابسته به هنر است و همانطور كه از نامش پيداست به محافظت آثار سالم هنر و ترميم آثار مصدوم مي پردازد، آثار هنري را عواملي چون فرسايش هاي فيزيكي و عفونتهاي بيولوژيكي و تحولات شيميايي تهديد و تخريب مي كند. ايجاد فضاي مناسب ( دما – رطوبت – نور) استفاده از شيوه هاي مختلف گندزدايي – اسيد زدايي و .. كه بر دانش شيمي و فيزيك و بيولوژيك و … استوار است بقاي آثار در شرايط مطلوب تضمين مي نمايد. در مورد ‌آثاري كه به نحوي تخريب شده اند، روشها قدري پيچيده ترند. آگاهي از مصالح و مواد مورد استفاده و شناخت واكنشهاي فيزيكي و شيميايي هر يك از مواد مي تواند يك مرمت گر را در انتخاب شيوه ي بازسازي مناسب بر اثر مورد مرمّت ياري دهد.
دانش هنري از ضروريات كار يك حفاظت گويا مرمت گراست چرا كه اين متخصصان در مواردي مجبور به بازسازي بخش مفقود گشته ي يك اثر مي شوند. در چنين مواردي سبك شناسي ، آشنايي با فرم، رنگ، حجم و مهارت استفاده از ابزار هنري چون قلم مو، براي مرمت گر ضروري است.
حفظ و احياي اثار هنري از قرن بيستم ، كه بشر بيش از پيش به ارزش معنوي و مادي اين اثر پي مي برد مورد توجه قرار گرفته است به طوري كه رشته هاي آكادميك و دانشگاهي مختص اين علوم پا به عرصه وجود گذاشته اند. رشته هاي علوم موزه اي، مرمت آثار هنري، و مرمت ابنيه تاريخي، سه رشته مستقلي هستند كه در بعضي از كشورها تا مقطع دكترا تدريس مي شوند.
در اين ميان رشته ي مرمت آثار هنري خود به شاخه هاي تخصصي تر مثل مرمت نقاشي رنگ و روغن، مرمت آثار سنگي، چوبي ، فلزي و حتي مرمت نسخ خطي و آثار كاغذي … تقسيم مي شود.
پيدايش تخصصهاي مختلف هنري حكايت از نياز انسان به حفظ ميراث فرهنگي دارد. هر چه زمان به جلو مي رود،‌احساس نياز بشر نسبت به حفظ هويت خود بيشتر مي شود هر چه بشر در مورد هويت خود مي انديشد آثار هنري را صادق ترين آئينه ي هويت خود مي داند، اين آثار هنري هستند كه جوهره ي هويت انسان را در طول قرون و هزاره ها و اعصار با خود حمل كرده اند.
بشر بدودن توجه به ردپاي گذشته خود به هراس مي افتد. هراس از گم كردن مبدأ، انسان اينك ارزش اين گنجينه را كه با تاريخ تفكر، فطرت و هويت او مرتبط است. دريافته و قصد دارد تا با بهره گيري از علوم و فنون متفاوت آنرا پاس دارد.