دانلود فایل جدید پروژه معلمی علوم تربیتی (کارنمای معلمی)

دانلود فایل جدید پروژه معلمی علوم تربیتی (کارنمای معلمی)

پروژه معلمی علوم تربیتی (کارنمای معلمی)

چکیده
درس پروژه پایان درس تربیت معلم بوده وحلقه پیوند دهنده تجارب برای کسب شایستگی معلم شدن است. دراینجا ازروایت پژوهی صحبت میشود. دراینجا مجموعه ای ازباورها وکاستی هاوپیش بینی هاو ایده هاوطرح ها برای آینده دانشجو مطرح شده است. پروژه دراینجا باکار عملی دردیگر رشته هافرق دارد، حتی به نوعی شاید باکار پژوهی دردیگر دانشگاه های تربیت معلم جهان متفاوت است. اینجا بیشتر یک خود پژوهی مورد نظراست دراین درس باید تجارب گوناگون دانشجو وافکارش بازبینی وتحلیل شود.
دانشجو باید دواین درس یاد بگیرد که چگونه به تعهد حرفه ای خود عمل خواهد کرد وبه کارگیری مادام العمر ومستمر آن خواهد پرداخت، که دراین پروژه سعی شده که به موارد فوق پرداخته شود.

فهرست مطالب
فصل اول
تجارب دوران کودکی ، دبیرستان و کنکور 
تجارب تحصیلی در دوره ی آموزشی تربیت معلم
ورود به دانشگاه 
ترم یک 
ترم دو
ترم سه 
ترم چهار 
ترم پنج
ترم تابستانی 
ترم شش 
ترم هفت
ففصل دوم
چگونگی معلمی کردن 
باور های یادگیری وآموزش 
اصول یانظریه های مبنایی برای معلمی کردن
آرمان های معلمی کردن 
چالش های عمل معلمی درموقعیت های واقعی 
چگونگی مواجهه باچالش های معلمی درموقعیت عمل
نتیجه گیری 
فصل سوم
تعهدات حرفه ای دانشجو معلم 
منابع 

مقدمه
معلمی شغل وحرفه نیست، بلکه ذوق وهنر توانمندی است. معلمی درقرآن بعنوان جلوه ای ازقدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک وتعالی است. درنخستین آیات قرآن که برقلب مبارک پیامبر اسلام (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است. درآیات یک تاپنج سوره علق خداوند، خودرا معلم میخواند وجالب اینکه معلم بودن خودرا بعداز آفرینش پیچیده ترین وبهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده است.
مقام معلم بودن خداوند، بعداز آفرینش قرار دارد. نوعی انسانی راکه هیچ نمیدانست، به وسیله قلم آموزش داد که این ازاوج خلاقیت وهنر شگفت خداوند درامر آفرینش حکایت دارد.
چوقاف قدرتش دم به قلم زد        هزاران نقش برلوح عدم زد
ازاینرو میتوان گفت که هنرشگفت معلمی ازآن خداوند متعال است. به همین جهت امام خمینی(ره) می فرمود: معلم اول خدای تبارک وتعالی است… به وسیله وحی، مردم رادعوت میکند به نورانیت، دعوت میکند به محبت، دعوت میکند به مراتب کمالی که ازبرای انسان است.
امام جعفر صادق (ع) میفرمایند: هنگامی که روز قیامت شود، خداوند تمام انسانها راجمع میکند وچون ترازو ی اعمال نهاده شد وخون شهیدان رابامرکب قلم عالمان ومعلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان برخون شهیدان فزونی خواهد داشت. این ارزش بدان جهت است که شهیدان درسایه علم وتربیت معلمان وتعلیم شایسته آنان بخدا راه یافته ولیاقت شهادت نصیبشان شده است.

فصل اول :

آنچه در این فصل خواهید خواند :
تجارب دوران کودکی ،دبیرستان و کنکور
تجارب تحصیلی در دوره ی آموزشی تربیت معلم
ورود به دانشگاه
ترم یک
ترم دو
ترم سه
ترم چهار
ترم پنج
ترم تابستانی
ترم شش
ترم هفت

دوران کودکی :
من درسال هفتادو چهار درروستای ….. کند درشهرستان …..  ودریک خانواده متوسط پابه جهان گذاشتم. زمانی که وارد مدرسه شدم پدر ومادرم درامر آموزش ومسائل تربیتی نقش موثر وبسزایی داشتند. دوران دبستان رادر مدرسه شکور قزل کند آغاز کردم اما دوسال آخر مقطع ابتدایی رادر …..ومدرسه شهید ….گذراندم. درطول این مدت دردرس هاموفق بودم وهمیشه جزو نفرات برتر مدرسه بودم. محیط مدرسه برایم آرام وخوب بود ومعلمین پرتلاش وزحمت کشی آنجا مشغول به تعلیم وتربیت بودند ومن نیز باعشق وعلاقه به امر یادگیری میپرداختم. دردوران ابتدایی علاقه زیادی به فوتبال داشتم وخیلی دوست داشتم فوتبالیست شوم اما وقتی وارد مقطع راهنمایی شدم علاقه شدیدی به شغل مهلمی پیدا کردم وبی شک رفتار واعمال معلمانم تاثیر بسزایی دراین تصمیم من داشت ودردوران راهنمایی، خودم راجای معلم میزدم وبه پسر عموم که بامن همکلاس بود ریاضی درس میدادم.
هرموقع ای که معلم، موضوع انشارا این چنین مطرح میکرد که’ دوست دارید درآینده چکاره شوید’ بی وقفه شغل معلمی راموضوع خود قرار میدادم وازعشق وعلاقه شدیدم نسبت به این شغل شریف مینوشتم. دردوران راهنمایی هم مثل مقطع ابتدایی، کودکی شلوغ اما درسخوان بودم. اکثر مواقع بعداز تعطیل شدن مدرسه، بابچه هادعوا میکردم اما درآن موقع شاگرد نمونه کلاس هم بودم بطوری که درسال اول راهنمایی شاگرد دوم ودر دوسال بعدی شاگرد سوم کلاس شدم. گاهی بخاطر شلوغ بودنم توسط مدیر ومعاون مدرسه تنبیه میشدم اما این امر، زذره ای ازعشق وعلاقه من به درس ومدرسه کم نمیکرد.
دردوران راهنمایی بامعلمان بسیار باذوق وانگیزه ای مواجه شدم که شوق مرا دررسیدن به معلمی بیشتراز قبل میکردند، اما دراین میان معلم هایی هم بودند که بدون هیچ انگیزه ای ودرچهره معلم وارد مدرسه میشدند وتدریس میکردند که دیدنشان بیننده رااز دنیا سیر میکرد وباعث میشد دید منفی نسبت به معلم ومعلمی پیدا کنم.

دوران دبیرستان
سال اول دوران دبیرستانم خیلی سال بدی واسه من بود چون علاقه ای به دروس فیزیک، شیمی وریاضیات دوران دبیرستان نداشتم وهمین امر ازعشق وعلاقه من به درس ومدرسه می کاست. تحت هرشرایطی که بود بدترین سال تحصیلی ام رابه پایان رساندم ورشته ادبیات وعلوم انسانی راانتخاب کردم. ازاین سال به بعد زندگی ام وارد مسیر جدیدی شد هرچند دراین سالها معلمانی داشتم که نه تنها بلد نبودند تدریس کنند بلکه عشق وعلاقه من رانسبت به مدرسه کمرنگ میکردند اما بطور جدی تصمیم گرفتم که درآینده معلم شوم وبرای رسیدن به این هدف ازهیچ تلاشی دریغ نمیکنم.
به هنگام امتحانات دی وخرداد ماه، چند نفراز دوستانم رایکجا جمع میکردم وبرای آنها درس میگفتم تاهم مروری بردرس باشد برای من وهم خودم رابرای هدفی که داشتم آماده کنم. یک روز اتفاق جالبی برای من افتاد، درس آرایه ادبی رابرای دوتا ازدوستانم درس دادم اما آنها درامتحان بیشتراز من گرفته بودند ونمره من کمتراز آنها شده بود واین اتفاق خیلی باعث تعجب من شده بود. نقطه عطف این دوره آشنایی بایکی ازبهترین معلمین دوران تحصیلی من بود، آقای ……، دبیر ادبیات فارسی بود. ایشان بارفتار سرشار ازصمیمت وجدیت مرا شیفته خود کرد وایشان رابعنوان الگوی خود برگزیدم. همواره ارتباط خودرا باایشان استمرار بخشیدم وهمیشه ازتجربیات ایشان استفاده میکردم وجادارد ازتمامی معلمانم بخصوص آقای …..که زحمات زیادی برای من کشیدند ومرا درامر کسب علم ودانش، راهنمایی کردند نهایت تقدیر وتشکر رابکنم.