دریافت سخني كوتاه در حقوق بيماران ، مجروحان و معلولان از نظر اسلام – 21784

عناوین کلیدی فایل سخني كوتاه در حقوق بيماران ، مجروحان و معلولان از نظر اسلام، شامل: موارد سخني كوتاه در حقوق بيماران , مجروحان و معلولان از نظر اسلام,در مورد بيماران , مجروحان و معلولان از نظر اسلام حقوق و تكليفي وجود ندارد می باشد:

توضیحات:

سخني كوتاه در حقوق بيماران ، مجروحان و معلولان از نظر اسلام
در مورد بيماران ، مجروحان و معلولان از نظر اسلام حقوق و تكليفي وجود ندارد كه در زير به اختصار در چند بخشبه برخي از آنها اشاره ميشود :
مقدمه – بايد دانست : كه گرچه ممكن است از نظر اجر و پاداش اخروي يا از نظر احساسات و عواطف انساني ميان بعضي از مجروحان و معلولان مثلاً مجروحان و معلولان احساسات و عواطف انساني ميان بعضي از مجروحان و معلولان جنگي با مجروحان و معلولان ديگر تفاوت فاحشي وجود داشته باشد . چرا كه هدف حركت آنان هدفي است معنوي و مقدس ، براي حفظ و بقاء اسلام و كشور اسلامي جنگيدهاند .
اما اينان بر فرض كه داراي حركت صحيحي باشند غالباً هدف آنها هدفي است شخصي و خصوصي ليكن چون بحث ما در جهت حقوقي مسأله است از اين جمكنمپهت كه از اطلاقات ادله بدست ميآيد ، هيچگونه تفاوتي بين انواع مختلف مجروح و معلول وجود ندارد . آري چنانچه شخص در اثر سوء اختيار خود حركتي نادرست را برگزيند كه منشأ جراحت يا معلوليت او شود چه بسا چنين جراحت و معلوليتي به حكم «الامتناع بالاختيار لاينا فيالاختيار » داراي آثار متفاوتي باشد ، مگر اين كه بعداً نادم شده و به اصطلاح توبه كرده باشد .
و نيز اشاره به اين نكته مناسب است كه درست است كه مريض يا مجروح و معلول خود از نظر اسلام داراي وظائفي است اخلاقي مثلاً وظيفه دارد نزد غير خداوند شكايت نبرد ، تحمل و صبر داشته باشد ليكن اين وظائف منافات ندارد با اينكه ديگران مبذول دارند و به هيچوجه از آن غفلت ننمايند و همين است معني حق مريض ، مجروح و معلول به گردن ديگران بديهي است اين وظيفه تكليفي است كفائي چنانچه من به الكفايه به آن اقدام كند تكليف از گردن ديگران ساقط خواهد شد . پس از ذكر اين مقدمه سخن خود را در چند بخش دنبال ميكنيم .
نخست – در مجروحان و معلولان جنگي :
پيداست كه طبيعت جنگ كشته شدنها ، مجروحيتها و معلوليتها به همراه دارد نمونههاي بسياري از آنرا ميتوان در جريان تاريخ مشاهده نمود . غرض اينجانب در اينجا تنها ذكر يكي دو نمونه است كه در قرآن كريم به آن اشاره شد :
پس از آن كه در جنگ بدر گروهي از بزرگان قريش كشته و اسير شدند سران اين قوم همداستان شدند كه لشگري براي جنگ با مسلمين گسيل دارند تا خون كشتگان خود از محمد (ص) و ياران او بستانند ، خبر اين حركت را عباس عموي پيامبر (ص) بوسيله نامهاي يه وي برسانيد . منافقان و يهود هم كه از اين داستان آگاه شده بودند به شايعه پراكني و تحريك و تشويش مردم پرداختند لذا اين خبر در مدينه انتشار يافت . بارايزني گروهي از اصحاب ، پيامبر (ص) تصميم به حركت گرفت و با هزار نفر از ياران خود از مدينه بيرون آمد هنوز به منطقة احد نرسيده بودند حدود يك سوم از آنان به تحريك عبدالله ابن ابي رئيس منافقان به استناد اين كه رسول خدا (ص) سخن او را نشنيده گرفته است به مدينع بازگشتند ، پس از تنظيم سپاه رسوالالله (ص) پنجاه نفر تيراندازرا بهسر كردگي عبدالله بن خيبر بر شكاف كوه عينين در احد گماشت و فرمود :
در اينجا بمانيد و با تيراندازي خود دشمن را از ما دور كنيد مبادا از پشت سر بر ما هجوم برند ، اگر ما كشته شديم ما را ياري ندهيد ، و اگر پيرور شديم و به جمع غنائم پداختيم شما شركت نكنيد و در همينجا بمانيد .
با شروع جنگ پرچمداران قريش يكي پس از ديگري همه بدست علي بن ابي طالب (ع) و حمزه عموي پيامبر (ص) و بعضي د