دریافت تحقیق قران وراه تشخيص هويت انسان – 20355

عناوین کلیدی فایل تحقیق قران وراه تشخيص هويت انسان، شامل: موارد تحقیق, قران, وراه, تشخيص, هويت, انسان می باشد:

توضیحات:

قران وراه تشخيص هويت انسان
ايحسب الانسان الّن نجمع عظامه ،بلي قادراين علي ان نسوي بنانه ؛
يا انسان گمان مي کند که استخوانهاي اورا جمع نخواهيم کرد،آري ما قادريم که حتي (خطوط سر)انگشتان اورا موزون ومرتب کنم.1

کلمه حسبان از مصدر يحسب به معني ظن وپندار است. اگر استخوان را به صيغه جمع آورده فرمود انسان گمان کرده ما استخوانهايش را جمع نمي کنيم براي آن بود که کنايه باشد از زنده کردن همه مردگان واستفهام در اين آيه توبيخي است . ومعني آيه روشن است.

بلي ما قادريم آنرا جمع کنيم ،وکلمه (بنان)به معني اطراف انگشتان وبه قول بعضي خود انگشتان است وتسويه بنان صورتگري آن به همين صورتي است که مي بينيم که چه اسرار عظيمي در آن نهفته است،آري هيچ ابزارکاري در عالم نيست که در عين اينکه سنگين ترين وعظيم ترين کارها را انجام مي دهد ظريف ترين کار را هم انجام مي دهد. اگر باسکول است قيراط نيست ،اگر قيراط است باسکول نيست،اگر بلد وزر است پنس نيست واگرپنس است بلدوزر نيست .

بخلاف انگشتان آدمي که هم بيل وکلنگ را مي گيرد وکوه را ميکندوهم ريزتراين پيچ ساعت را جابجا مي کند. ومعني آيه اين است که آري ما استخوانها را جمع مي کنيم در حالي که قادريم حتي انگشتان اورا به همان صورتي که درخلقت اول داشت دوباره صورتگري کنيم.

واگر دربين اعضاء بدن بخصوص انگشتان را ذکر کرده شايد براي اين بوده که به خلقت عجيب آن که به صورت هاي مختلف وخصوصيات ترکيب وعدد درآمده وفوائد بسياري که به شمارنمي آيد بر آن مترتب مي شود،مي دهدومي ستاند، قبض وبسط وسير حرکاتي لطيف واعمالي دقيق وصنايعي ظريف داردکه با همان ها انسان از سير حيوانات ممتاز مي شود . علاوه برشکلهاي گوناگون وخطوطي که لايزال اسرارش براي انسان کشف مي شود. بعضي از مفسراين گفته اند که مراد به تسويه بنان اين است که انگشتان دست ها وپاها را شي واحد کندبدون اينکه از هم جدا باشند.همانطور که دست وپاي شتران را چنين کرد،آن وقت ديگر انسان نمي تواند کارهاي گوناگوني را که با داشتن انگشتان انجام مي دهد،انجام دهد.ولي وجه قبلي بهتر به نظر مي رسد.2

کلمه (حسب) درصيغه هاي مختلف درقرآن آمده وبه معني گمان وپنداري بي اساس است. وبدان معني است که شک انسان،ومشکل اوکفر ورزيدن به قيامت مي باشد. وبدان سبب است که نمي تواند حقيقت بازگشت به زندگي را پس از مردن وبه صورت پاره هاي ازهم جدا واستخوانهاي پوسيده درآمدن وبا گذشت زمان صورت خاک پيدا کردن را فهم کند. وه