دریافت تحقیق ديدگاههاي جرج هربرت ميد در مورد نقش اجتماعی – 19859

عناوین کلیدی فایل تحقیق ديدگاههاي جرج هربرت ميد در مورد نقش اجتماعی، شامل: موارد تحقیق, ديدگاههاي, جرج, هربرت, ميد, در, مورد, نقش, اجتماعی می باشد:

توضیحات:

جرج هربرت ميد
ديدگاههاي مهم ميد درمورد نقش اجتماعي جايگاه خاصي دارد واين مفهوم را از ابتدا تابه امروز به صورت يك نظريه بنيادي درمطالعات اجتماعي در آورده است نظرات ميد از جهاتي با ديدگاه روان شناسان قابل مقايسه است اما تفاوتهاي فاحشي با آن دارد اهداف طرحهاي روانشناسانه آن است كه رفتار مردم درجامعه بر اساس عواملي كه در ساخت روانشناسان تك تك افرادموجوداست تبيين مي شود اين عوامل روانشناسي بسيار متنوع است واز پاسخهاي صرف عصبي –عضلاني گرفته تا مجموعه نيازهاي «من» وعوامل واسطهاي آن مانند وجهه نظرها احساسات انگيزه ها عناصر شناختي خود آگاه وناخودآگاه وغيره را شامل مي شود. ليكن برداشت روانشناسانه دراساس همچون نگرشي است كه جامعه انساني را صرفاً حاصل جمع ساده رواني افراد وزندگي اجتماعي راحاصل جمع فعاليت افراد مي داند بدون آنكه به تاثير افراد دريكديگر واثر پذيري آنها ازهمديگر توجه نشان مي دهد برطبق اين نظر كافي است محقق براي تبيين زندگي گروهي به ساخت روانشناسانه تك تك افراد شركت كننده در گروه رجوع كند از ديدگاه ميد عمل مشترك يا اجتماعي مخلوطي ساده از اعمال افراد جدازاهم نيستعمل اجتماعي ويژگي خاصي دارد كه بايد جدا از عمل افراد مورد شناسايي قرار گيرد ميدخاطر نشان مي سازد كه عمل مشترك واحد سازنده جامعه انساني است واين درموردتمام اعمال اجتماعي صادق است متفاوت عمده ديگر ميان نظر ميد ونظر روانشناسان اين است كه به قول ميد انسان با خودش كنش متقابل اجتماعي دارد يعني فرد همانطور كه ديگران را مخاطب قرار مي دهد ميتنواندخود رانيز خطاب قرار دهد يعني خود راهم مانندديگران تجزيه وتحليل و بررسي كند مقايسه گذرا ومختصر ميد باساير ديدگاههاي عمده مربوط به جامعه انساني به ما امكان مي‌دهد تا خصوصيات بارز طرح ميد را واضح تر ببينيم عمده ترين اين خصوصيات عبارتند از:
اول : از آنجا كه عمل اجتماعي از طريق يك روند تعبيروتفسير صورت مي گيرد زندگي گروهي نيز بايد برحسب تغييرات مطالعه وبررسي شود به عبارت ديگر كنشهاي جمعي صرفا يك سلسله پاسخ كه توسط محركها ايجادميشود نيست بلكه به ميانجيگري تفسيري كه اعضا شركت كننده از وضعيت دارند شكل يافته است
دوم : جامعه انساني براساسا عمل جاري هستي مي يابد نه بر اساس ساخت يا روارط تثبيت شده وشكل يافته قبلي
سوم: حقيقت كنش متقابل «من » با «خود» كه فرد را وادار به تعيين و ارزيابي موقعيت خودمي كند من را به صورت يك كارگزارمؤثر در شكل گيري عمل اجتماعي در مي آورد مشاركت در عمل اجتماعي فقط به اعمال نيروهاي خارجي برفرد خلاصه مي‌شود بلكه خود بايد فعاليتش را در درون يك چارچوب مشخص ومحدود تنظيم نمايد.
اين صفت مشخصه تصويري از جامعه انساني را ارائه مي دهد كه با آنچه كه نظريه هاي رايج ازجامعه انساني ارائه ميدهند بسيار متفاوت است
از آنجا كه او انسان راموجودي مي داند كه از سوي اختيار عمل ميكند بنابراين تحقيق در رفتار انساني خارج از قلمرو علوم خواهد بود اما لوبراين انتقادات را سطحي وبي فايده مي داند.
ميد نگرش ديني راناشي از انگيزه ذاتي انسان براي مراودات مي داند. اين انگيزه موجب نوعي گرايش وتوانايي انسان مي شود كه اورا به سوي گسترش حوزه ارتباطات خود با مردم مي كشاند وهمين امر موجب مي شود كه آيينهاي ديني گسترش يابد كه اين روند به كليت و عموميت يافتن امر ديني منجر مي گردد وزماني كه اعضاي گروههاي ديني رقيب توانستند نقشهاي يكديگر را بپذيرند ميل فزاينده اي براي ايجاد جامعه انساني گسترده تر به وجود مي آيد.
خطوط اصلي ديدگاه كنش متقابل نمادي
هر بينشي در دستگاهي از مفاهيم تعريف شده وقابل قبول شكل مي گيرد اين مفاهيم نه تنها زمينه مباحث آن را تشكيل مي دهند بلكه استخوان بندي نظري آن را نيز به وجود مي آورند ديدگاه كنش متقابل نمادي نيز پيرامون محور يك سلسله مفاهيم اساسي مانند: خود ، رفتار، كنش نماد معني ،طبيعت و … دور مي زند كه بدون درك اين مفاهيم فهم و درك اين نظريه دشوار مي نمايد.
( خود)
پلوجر معتقد است كه مفهوم«خود» براي تحليل اين ديدگاه به خصوص در نظريات ميد مفهومي كليدي است از مفهوم « خود» گاه به نفس وزماني به شخص ويا شخصيت و در مواردي به «من» تعبير شده است اين مفهوم را نبايد به عنوان يك پديده بديهي تلقي كرد تا در نتيجه به عنوان يك مفهوم ساده مورد بي توجهي قرار گيرد.
ميد براي آنكه نشان دهد موجود انساني حتي در پويش روابط اجتماعي داراي يك «خود» است اين موضوع را مطرح مي كند كه انسان در عين فعاليت مي تواند تحت تأثير اعمال خود واقع گردد او همانطور مي تواند در برابر ديگران عمل كند در برابر خود نيز قادر به عمل است
انسان براي تقويت روحيه خود تلاش مي كند براي خود هدف تعيين وخودرا سرزنش مي كند ازخود عصباني مي شود به خود مغرور مي شود به خودش مي گويد فلان كار را بكن يا نكن به حساب خودش مي رسد، دلش به حال خود ش مي سوزد وكارهايي كه قصد انجام آن را دارد طرح ريزي مي كند اين كه انسان از اين راه و راههاي بي شمار ديگر در برابر خود عمل مي كند مبتني بر مشاهده تجربي ساده است
ميد توانايي انسان درعمل كردن د ربرابر خود را به عنوان ساز و كار اصلي كه توسط آن انسان با دنياي خودش روبرو مي شود و با آن مراوده مي كند در نظر مي گيرد. اين سازو كار انسان را قادر مي سازد كه چيزهاي پيرامون را براي خودمعني كند واعمال خود را بر اساس آن معاني هدايت نمايد
آنچه انسان نسبت به آن آگاهي دارد همان چيزي است كه انسان درحال معني كردن آن براي خود است دراين نظريه عمل فردي يك پديده تركيبي و مصنوعي است يك تراوش محض وبه همين ترتيب جامعه انساني نيز از ساختهاي كلي ومبهم ساخته نشده بلكه از افراد داراي خود يعني افرادي كه براي خودشان مي سازند ساخته شده است.
به اعتقاد لوجر تفكر جامعه شناسان به ندرت جوامع انساني را پديده اي مركب از افرادي داراي خود مي داند بلكه افراد را از اندامهايي با نوعي سازمان فرض مي كندكه در برابر نيروهايي كه بر آنها فرمان مي رانند واكنش نشان مي دهند. اگرچه دراين نظريه تنها پايه تصورات جمعي منزلت اجتماعي فرهنگ پايگاه نقش اجتماعي سنت ، نماد ،تصورات جمعي ، منزلت اجتماعي ،هنجار اجتماعي و ارزشها ساخت اجتماعي نيست اما رفتار مر دم به عنوان اعضاي جامعه نمايشي ازبازي اين عوامل با تاثير نيروها بر آنها ست افراد تشكيل دهنده جامعه انساني عوامل تلقي مي گردند كه اين نيروها از طريق آنها عمل مي كند وكنش اجتماعي افراد تجلي اين عوامل محسوب مي شود آنچه در اين ميان انكار يادست كم ناديده گرفته مي شود اين است كه اين موجودات انساني حاصل خود اند واز طريق «ساخت معاني» عمل مي كنند همه مفاهيم جامعه شناختي درباره جامعه انساني در درك افراد تشكيل دهنده جامعه حامل «خود » به معني مذكور هستند با ؟؟ مواجه شده اند.
بنابرآنچه گذشت «خود » به واقعيتي اطلاق مي شود كه فقط در جريان تجارب و فعاليتهاي اجتماعي شكل مي گيرد از اين رو داراي خصلت مضاعف عينيت يافتن به صورت يك شي و مورد قضاوت ديگران قرار گرفتن است علاوه بر آن ميد مفهوم «خود» را به دو بخش فاعلي و مفعولي تقسيم مي كند تابين هويت فردي واجتماعي شخص تمايز قائل شود. «من » فاعلي نمايانگر حساسيت اندام به وجه نظر ديگران است ومن مفعولي مجموعه اي سازمان يافته از نظرات متناظر ديگران است يعني وجه نظارات ديگري سازمان من مفعولي راتشكيل مي دهد.
بررسي ارزشهاي مادي وفرا مادي:
ارزشها از بنيادي ترين عوامل جهت دهنده رفتارهاي انساني درهر جامعه به شمار مي‌روندارزشها در رابطه با فرهنگ جامعه ورفتارهاي انسانها نقش دوگانه اي رابازي مي كنند از يك جهت آنها يك نيروي ساختار دهنده فشارهاي بشري به شمار مي آيند و از جهت ديگر يك الگوي ساختار بندي شده توسط فرهنگ غالب جامعه به شمار مي آيند. درعصر كنوني كه رابطه حوزه هاي چهارگانه فرهنگي ،اقتصادي ،اجتماعي وسياسي بيشتر از بيش مشخص شده است دراين ميان رابطه دو حوزه اقتصاد وفرهنگ ومسأله زير بنا و روبنا از ديرباز مورد توجه وبحث بنيانگذاران جامعه شناسي بوده است.
از جمله تحقيقات انجام گرفته براي بررسي رابطه بين ارزشهاي مادي وفرامادي تحقيقات جهاني ايگهارت مي باشد كه با بررسي ارزشهاي جوامع ونشانگان فرهنگي فرهنگي بنيادين درجوامع جهان و رابطه آن با رشد اقتصادي وتكنولوژي جوامع توانست با داده ها ويافته هاي تجربي اين امر را اثبات كند بررسي حاضر نيز با ابهام ازتحقيقات اينگهارت سعي داشته تا به بررسي ارزشهاي مادي فرامادي بپردازد.
زن مسلمان وآزادي به سبك غرب:
اينگهارت و همكارانش در پژوهشي كه با مديريت پروفسور اينگهارت دردانشگاه ميشيگان انجام دادند نشان مي دهد كه اهداف دراز مدت آمريكا فراتر از رفع محدوديتهاي جزئي است
اينگهارت و همكارانش كه در اين پروژه نظر سنجي هاي ميداني متعددي براي شناخت رويكردهاي ارزشي درجهان اجرا كرده بودند يكي از محورهاي اين نظرسنجي كسب آزادي نظر دهندگان درباره برابري زن و مرد برابري حقوق زن ومرد است اينگهارت وهمكارانش در اين پروژه معتقدند كه برخلاف نظر هانتينگتون كه تفاوت اساسي ميان جهان اسلام و جهان غرب را وجود يا غياب ارزشهاي سياسي تثبيت كننده دموكراسي مي داند اين موضوع نمي تواند گوياي تفاوت ميان اين دوجهان باشد زيرا در اسلام چنان كه نتايج اين پژوهش نشان مي دهد دموكراسي از حمايت وتائييد گسترده اي برخوردار است بلكه اختلاف بزرگ تر دونوع نگاه به زن وآزاديهاي جنسي نهفته است
اين پژوهش نشان مي دهد كه نسل جدي غرب دراين مسايل ليبرال تر وآزادي گرا تر شده است وولنگاري و آماجي گري گسترش بيشتري يافته است درحالي كه درجهان اسلام همچنان به عنوان سنتي ترين مناطق جهان باقي مانده است.
در اينكه وضعيت زنان در بسياري كشورهاي اسلامي وضعيتي مطلوب تر ومنطبق با فرهنگ آرماني اسلامي نيست ترديدي وجود ندارد. ولي بدان معنا