دریافت مراحل گسترش شهر مشهد (معماری و نوسازی) – 18588

عناوین کلیدی فایل مراحل گسترش شهر مشهد (معماری و نوسازی)، شامل: موارد مراحل گسترش شهر مشهد (معماری و نوسازی),مراحل گسترش شهر مشهد, (معماری و نوسازی),مهمترين كمبودهاي مشهد می باشد:

توضیحات:

پيش از آنكه حضرت رضا (ع) در سال 203 هجري قمري شهيد و در اين محل مدفون شوند و نام مشهد پيدا شود در مجاور آن شهري قديمي به نام نوغان وجود داشت كه مركز ولايت تاريخي و مهم توس بود . بدان سبب واليان توس در نوغان مستقر مي شدند . حميد بن قحطبه از واليان توس در سال 159 قمري درگذشت امّا كاخ و باغ وي همچنان داير و آباد بود تا اينكه خليفه هارون الرشيد در سال 193 هجري به هنگام سفر به خراسان در آن مستقر شد و درگذشت چون جسد هارون الرشيد را درباغ حميدبن قحطبه دفن كردند قبّه و بقعه اي بر روي مدفن وي ساخته شد كه به بقعه هاروني شهرت يافت . ده سال پس از مرگ هارون نيز حضرت رضا (ع) توسط مأمون در نوغان شهيد شد و به امر و صلاح ديد وي در همان بقعة‌ هاروني به خاك سپرده شد . از آن پس به محل مزبور مشهد گفته شد . بدين سان هستة‌اولية‌ شهر كنوني مشهد درسال 203 قمري در مجاور شهر قديمي نوغان شكل گرفت . بنابراين هرچند مشهد با اين نام قدمتي هزارودويست ساله دارد امّا شاخه اي نورسته از ريشة‌قديمي به نام نوغان است كه عمر آن به مراتب بيش از هزار و دويست سال است . اگر دو واقعة مرگ هارون الرشيد و شهادت حضرت رضا (ع) در نوغان توس روي نمي داد نوغان به مشهد كنوني تبديل نمي شد و شايد دومين شهر كشور نمي گرديد . حال بايد ديد مقر شهر مشهد شايستگي احداث شهري چنين بزرگ را داشته است . اين شهر در دشتي حاصلخيز ميان دو رشته كوه پرآب به نامهاي هزارمسجد ( در شمال ) و بينالود ( در جنوب ) در كنار رودخانه اي به نام كشف رود واقع شده است . دشت مزبور كه حدود هفده هزار كيلومتر مربع وسعت دارد حوضة‌آبريز كشف رود را تشكيل مي دهد و از ديرباز به ولايت توس شهرت داشته است . سرچشمة‌كشف رود دركنايش رادكان واقع در 70 كيلومتري شمال غرب مشهد قرار دارد . كشف رود از حدود يك فرسنگي شمال مشهد مي گذرد و در محل پل خاتون واقع در جنوب شرق سرخس ، به فاصلة‌ تقريباً‌صدو پنجاه كيلومتري مشرق مشهد ، به هريود مي پيوندد .
بنابراين مشهد در بدو امر در حاشية‌ رودخانه اي پرآب واقع بوده ، امّا به سبب آنكه بستر كشف رود در ارتفاعي كمتراز مقر مشهد جريان دارد . دسترسي به آب آن براي اهالي شهر به سادگي مقدور نبوده است . بدين سبب اغلب روستاهاي مجاور شهر و هم خود نوغان و مشهد از آغاز تا اوايل قرن حاضر عموماً با قنات مشروب مي شده اند . اين امر سبب شده است تا پس از پيدايش مشهد و روي آوردن سادات و شيعيان به سوي آن با كمبود آب روبرو شود و در نهايت مركزيت توس را از اوايل سدة‌چهارم هجري از دست بدهد . در قرون بعد نيز هرگاه جمعيت شهر به سببي رو به افزايش گذاشته اولين معضل آن كمبود آب بوده است كه اكنون نيز يكي از مهمترين كمبودهاي مشهد آب شرب آن است . امّا از نظر سلامت هوا ، مشهد داراي چنان آب و هوايي بوده كه عوماً گفته مي شده است در اين شهر طاعون شيوع نخواهد يافت . همچنين از نظر زلزله ، مشهد در محلي امن و بدون گسل قرارگرفته به گونه اي كه در عمر 1200 ساله آن تنها يك زلزله نسبتاً‌ مهم در آن روي داده كه مركز آن هم شهر نيشابور بوده است .
به جز آنچه گذشت مشهد بر سر بزرگترين شاهراه ارتباطي خراسان ، يعني جاده ابريشم و در ميانة‌ شهرها و ولايات مهمي چون توس ، نيشابور ، هرات ، جام ، خبوشان ( قوچان ) و دشت خاوران ( شهرهاي نسا و ابيورد ) و قلعة‌كلات واقع بوده كه امتياز مثبت مهمي براي آن محسوب مي شده است .
مراحل گسترش شهر مشهد :
در اوايل سدة‌ ششم هجري ميان شهر سنّي نشين تابران و شهر شيعه نشين مشهد نزاع شديدي درگرفت به گونه ايك ه در سال 510 هجري قمري اهالي تابران به مشهد حمله كردند و در پي آن اولين حصار باري اين شهر احداث گرديد . در سال 807 هنگامي كه شاهرخ بن اميرتيمور به جاي پدر نشست و هرات را مركز حكومت خويش كرد شهر مشهد را مورد توجه ويژه قرارداد و در صدد عمران آن برآمد . همسر وي گوهرشاد نيز با احداث مسجد جامع گوهرشاد در اين شهر عملاً‌ آن را به دومين شهر قلمرو همسرش تبديل كرد . چون اين عنايتها سبب فزوني جمعيت مشهد و كمبود آب در آن گرديد امي عليشير نوائي در اواخر سدة‌نهم آب چشمة‌ گُلَسب توس را باهمت شخصي به مشهد منتقل كرد و آن را مدتي از ضايعه كم آبي رهانيد . در سال 860 هجري قمري بابرين بايسنقر گوركاني كه به مرض صعب العلاجي مبتلا بود ا زهزات به مشهد آمد و پس از زيارت و توسل به حضرت رضا (ع) شفا يافت و او كلمة‌ « مقدس » را بعد ازنام مشهد افزود و از آن زمان به بعد اين شهر به مشهد مقدس شهرت يافت .
حملة‌ مكرّر ازبكها به خراسان در نيمة‌ اول سدة‌ دهم سبب شد تا فرزند و جانشين شاه اسماعيل يعني شاه تهماسب در حدود سال 940 قمري اقدام به احداث بارويي نو براي مشهد نمايد ، كه حدود چهارصد سال عمر كرد و تا زمان ما باقي ماند.
چون حملات ازبكها به خراسان در تمام سدة‌ دهم بي وقفه ادامه داشت ، آنها در سال 997 مشهد را متصرف شدند و تعداد كثيري از اهالي آن را كشتند . امّا به ابنيه تاريخي صدمه اي نزدند . ده سال بعد شاه عباس جوان ايشان را زا خراسان راند و كمي بعد( سال 1010 ) از اصفهان پياده به زيارت مشهد آمد و اين شهر رامهمترين كانون زيارتي كشور كرد . اين عنايتها سبب افزايش جمعيت مشهد و زائران آن شد و ديگر بار شهر را با كمبود آب روبرو ساخت. بدان سبب شاه عباس ، خياباني در مشهد احداث كرد و آب چشمه گلسب را به ضميمه آب چند قنات وارد خيابان مزبور كرد و موقوفاتي هم به آن اختصاص داد . اين اولين مداخلة‌ جدي دريافت كالبدي مركز شهر مشهد بود كه تأثيرات قابل ملاحظه اي در سمت گيري توسعة‌ آتي شهر مشهد برجا نهاد .اين خيابان با الهام از خيابان چهارباغ عباسي اصفهان از دروازة‌ جادة‌ قوچان تا دروازة‌ جادة‌‌سرخس با عرض زياد و چشم انداز زيبايي از حرم مطهر نيز در حاشية‌مركزي آن قرار داشت ، ايجاد شد .
در توصيف خيابان شيراز ي نوشته انگليسيان چنين آمده است :
” خيابان را مي توان مشخص ترين منظره نقشه زميني شهر دانست كه از شمال غرب تا گوشة‌ جنوب شرق آن امتداد مي يابد . تمام طول آن، اندكي كمتر از 2 مايل ( 3 كيلومتر ) و عرض آن 25 يارد ( 23 متر ) است . سطح خيابان سنگفرش شدهاست و قدري پايين تر از نيمه خيابان ، نهر آبي جريان دارد كه آب آن براي هر منظوري كه بتوان فكرش را كرد مورد استفاده ساكنين شهر قرار مي گيرد و در حاشيه اش درختاني از نوع چنار ، توت و تبريزي با فاصلة‌ نامنظم غرس شده است . علاوه براين دو طرف خيابان با يك رديف تيرهاي فرسوده ، چراغهاي روشنايي و مغازه هاي مختلف تزئي شده است . اين خيابان در طول روز و در ساعات كسب وكار پر از جمعيت از طبقات مختلف ، از اهالي شهر و يا زواري است كه وارد شهر شده اند . لكن به علت عرض كم خيابان تقريباً 3/2 طول آن تا انتهاي شمال غرب با ميزان رفت و آمد انبوه جمعيت متناسب نيست و در عين حال يك گذرگاه سرپوشيده ، محدودة حرم و اماكن موقوفه و بست را زا يكديگر جدا مي سازد . از اين گذرگاه بجز مسلمانان و حيوانات باركش بقيه مردم و وسائل نقليه ديگر ، اجازة‌ عبور و مرور ندارند . اجراي اين مقررات به قدري جدي است كه اگر حيواني وارد منطقه ممنوعه شود به نفع دارايي بيوتات حرم مطهر مصادره مي شود . همة‌ رفت و آمد ها در اينجا اجباراً به كوچه هاي باريكي ، كه محلة‌ اماكن مقدسه را دور مي زند رانده مي شود و از آنجا دوباره به سمت خيابان كه در جنوب شرقي بست واقع شده هدايت مي گردد .”